سفره دلت

متن مرتبط با «بیا و بگذر مهرزاد قربانی» در سایت سفره دلت نوشته شده است

عنوان اولین مطلب آزمایشی من

  • نیلوبلاگ

    این متن اولین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. مرد خردمند هنر پیشه را، عمر دو بایست در این روزگار، تا به یکی تجربه اندوختن، با دگری تجربه بردن به کار! اگر همه ما تجربیات مفید خود را در اختیار دیگران قرار دهیم همه خواهند توانست با ...

    ادامه مطلب
  • عنوان دومین مطلب آزمایشی من

  • نیلوبلاگ

    این متن دومین مطلب آزمایشی من است که به زودی آن را حذف خواهم کرد. زکات علم، نشر آن است. هر وبلاگ می تواند پایگاهی برای نشر علم و دانش باشد. بهره برداری علمی از وبلاگ ها نقش بسزایی در تولید محتوای مفید فارسی در اینترنت خواهد داشت. انتشار جزوات و متون ...

    ادامه مطلب
  • هوا کم است...

  • نیلوبلاگ

    اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است......

    ادامه مطلب
  • خودت اسمشو چی میذاری؟

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • بیا و بگذر!

  • نیلوبلاگ

    روی «حقِ مان» خط کشید و گفت بگذر! xa0مگرxa0خط عابر پیاده گیر آورده ای؟!...

    ادامه مطلب
  • عاشورا...

  • نیلوبلاگ

    عاشورا،xa0 بعد از دهم محرم خونین شدxa0 شاید آن روز هایی که زینب مردانه جنگید شاید هزار و چهارصد سال بعد زیر پل کالج ...

    ادامه مطلب
  • دیالوگ نویسی

  • نیلوبلاگ

    از تمرین های کارگاه نویسندگی دوره! من و تلفن - تلفن جان، میشه یه لطفی بکنی و یه خبر از یار بیاری؟ + می بینم که محتاج من شدی الان. یادت که نرفته دل از باد صبا می بردی که از دلت، که لای گیسوی پریشون یار گیر کرده بود، برات خبر بیاره؟ - یادم که نرفته... اما دوره سعدی و حافظ دیگه گذشته! باد صبا توی این تهران از خدا بی خبر از کجا بیارم آخه من؟ + این یه دفعه باشه. اما دیگه مزاحمم نشیا! آفرین بچه خوب! حالا شماره ش چنده؟ - نمی دونم. شماره نمیده که بار پدر سوخته! این همه تکنولوژی و پیشرفت به چه دردی میخور...

    ادامه مطلب
  • شوالیه ناموجود

  • نیلوبلاگ

    اگر یک نفر وجود داشته باشد که باید به حالش دل سوزاند، عاشقی ست که هرگز طعم بوسه های معشوقه را نچشیده و به خاطر آن آه میکشد. هزاران بار غم انگیزتر از او، آن عاشق بینوایی ست که فقط لحظاتی چند طعم این بوسه ها را چشیده و بعد برای همیشه از آن محروم مانده است. شوالیه ناموجود ایتالو کالوینو...

    ادامه مطلب
  • فرعون

  • نیلوبلاگ

    هر کسی فرعونی در دلش دارد فرعون دل فرعون، فقط بزرگتر از ما بود... ...

    ادامه مطلب
  • به تو که نگاه میکنم ۱

  • نیلوبلاگ

    به تو که نگاه می کنم از شدت خشم به خودم میپیچم. نه از تو، از خودم! آدم از کسی که نیست، انتظاری هم ندارد!xa0 از خودم می ترسم. که نمیتوانم احمقانه ترین اشتباهات زندگی ام را فراموش کنم. و احمقانه ترینشان که تو باشی! از خودم ناراحت می شوم. که بدون بودنت هنوز هستم. xa0بر بی فکری ام لعنت می فرستم که حداقل - مثل فیلم ها - عکسی از تو را قاب نکردم تا کنار آینه جا بدهم.xa0 اما هنوز هم قبل از خواب، آخرین چیزی که میبینم چشم هایت است. به آن ﻫا که نگاه می کنم، متنفرانه می پرستمت......

    ادامه مطلب
  • سهم من از عید تو

  • نیلوبلاگ

    هر عید دست که در قرآن پدربزرگ می برم خدا خدا می کنم تو آن جا پنهان شده باشی......

    ادامه مطلب
  • کابوس هایم

  • نیلوبلاگ

    هر شب می بینم من را و تو را که همچون دو مار در هم می پیچیم و هر صبح، موهای نه چندان تیره ای بلند را xa0از روی تخت جمع می کنم... اینجا، کسی با موهای نه چندان تیره بلند وجود ندارد جز کابوس های شبانه ام از تو...

    ادامه مطلب
  • سی شهریور

  • نیلوبلاگ

    همه مشغولند به بازی با عقب و جلو شدن ساعت ها و هنرمندی و شاعری هاشان که یک ساعت بیشتر همدیگر را دوست داشته باشند.xa0 من اما منتظر پاییزم... همین،xa0 و بس!...

    ادامه مطلب
  • می نویسم، می نویسی، می نویسد

  • نیلوبلاگ

    به راستی مرد ها، نمی نویسند، مگر وقتی که هیچ کس به حرف هاشان گوش نمی دهد. برای همین می نویسند؛ شاعر ها را می گویم....

    ادامه مطلب